ه‍.ش. ۱۳۸۵ آذر ۱۹, یکشنبه

در عمرم این همه درس نخونده بودم. اگه نصف زمانی رو که اینجا واسه درس خوندم میذارم ایران گذاشته بودم تا حالا فکر کنم فوق دکترام رو گرفته بودم. باید تا 15 ژانویه سه تا پیپر بدم. منی که تا حالا یه دونه essay به انگلیسی ننوشتم احتمالا پیرم در میاد.البته موضوعاتی که دارم کار میکنم جالبن.یکیش درباره زنان در دوره قاجار.یکی انقلاب جنسی در دهه 20 و 30 انگلیس و یکی هم درباره روابط جنسی خارج از ازدواج در رنسانس ایتالیا و انگلیس. همین که عنوانشون رو میبینم هم لرزه بر اندامم می افتد. فکر میکنید از پسشون برمیام. البته چاره ای ندارم جز انجامشون.

در راستای تلاش برای انجام تکالیف مجبور شدم واسه پیدا کردن چندتا کتاب به British Library  برم. یه چیزی تو مایه های کتابخونه ملی خودمون که هر کتابی که چاپ میشه یه نسخش میره اونجا. من ساختمون جدید کتابخونه ملی تا حالا نرفتم.ولی ورژن انگلیسیش خیلی بزرگ و شیک بودم. البته نمیتونی کتاب قرض بگیری فقط میتونی همونجا مطالعش کنی. سالن مطالعش اینقدر با حال بود که آدم دلش میخواد همش اونجا بشینه و بخونه. من که کلی ذوق کردم اونجا. البته کتابی که سفارش میدی بستگی به اینکه کجا باشه معمولا یک ساعت طول میکشه که به دستت برسه. بعضی از کتابها رو هم باید از چند روز قبلش سفارش بدی آن لاین که روزی که قرار بری بتونی بخونیشون. سیستمش به نظرم یه خرده عجیبه از این نظر. خیلی از کتابها رو کتابخونه  دانشگاه خودمون نداره واسه همین من مجبور شدم چند تا از کتابخونه های مختلف عضو شم که بتونم کارام رو انجام بدم.

از درس و مشق که بگذریم.هفته پیش هفته جالبی بود. تونستم از طریق وبلاگم یه دوست پیدا کنم. یه دوست خوب که تونستیم با هم قرار بذاریم و توی لندن هم رو ببینیم. استاد یکی از دانشگاههای انگلیس. یه دختر فوق العاده قابل تحسین، فعال و مستقل. من که کلی لذت بردم اون چند ساعتی که با هم بودیم. جالبیش این بود که کلی روحیات و تفکراتموم شبیه هم بود. حس خوبی داره وقتی یه دوست جدید خوب پیدا میکنی.مهمون این دوست خوب  رفتیم رستوران ایرانی و بعد از چند ماه کوبیده خوردم.قرمه سبزی هم سفارش دادیم که چندان چنگی به دل نزد. حیف که آش رشته نداشت.

...

دیشب دومین شب اکران the Holidays بود که با این همخونه انگلیسیم رفتیم دیدیم. یه فیلم کاملا هالیوودی ولی خوب دو ساعت سرگرم شدم.

...

مجید هم وبلاگش رو با اسم مکالمات ذهنی شروع کرد.

مرتبط:

کتابخونه ملی

۸ نظر:

ye doust گفت...

khoubi az khodete khanom, manam kheili khoshalam ke peydat kardam. omidvaram ke bazam bebinamet be zoodi.

darshana گفت...

سلام بقول لیلای من , خلاصه دارید زندگانی میکنید, ! با آرزوی موفقیت

فرزانه گفت...

به نظر من كه تو از پسش بر مي آي ليلا جان بخصوص اون زنان قاجار چندين منبع خوب هست كه اتفاقا به زبان انگليسي هست و در دسترس تو بايد باشد. بالاخره مي‌شه از بي بي خانم استرآبادي ننويسي.

ghooye siaah گفت...

bebin az pasesh ke hatman bar miaai faghat baayad khodaaei nakarde shoroo koni neveshtano taa mesle man nashi ke begi taa akhare in hafte!!!!!!!!!!11 3 taa paper daaram be nazaretoon az pasesh bar miaam???:))

iraNew گفت...

سلام دوست من از خوندن وبلاگت لذت بردم. برام جالب بود.
به منم سر بزن و در مورد تبادل لينك نظرت رو بگو...

حاجی کنزینگتون گفت...

توصیفت از بریتیش لایبرری جالب و هوس انگیز بود. من تا حالا نرفتم ولی وسوسه شدم یه سر برم.

گیتی گفت...

تو می تونی جک P-:

مهرتاش گفت...

سلام من 25 سال سن دارم و اهل تهرانم میتونم با شما رابط دتاشته باشم