ه‍.ش. ۱۳۸۵ بهمن ۷, شنبه

دوباره اضطراب و ...

دیشب قبل از خواب یه سری به فرناز  زدم دیدم نوشته عازم سفر ولی ننوشته بود کجا؟ الان دیدم پرستو نوشته اوینه. شکه شدم. همینطور؟ همیشه واسه هر ورود و خروج به اون مملکت بخت برگشته دست و دلمون لرزیده. هر روز شنیدیم دوستی احضار شد. ممنوع الخروج شد. دستگیر شد. اضطراب و نگرانی همیشه همراهمونه. تمومی نداره. امیدوارم فرنازو منصوره و طلعت زودتر به خونه هاشون برگردن که نگرانی خانواده ها رو می فهمم الان. من فکر کنم یه نامه اعتراضی زودتر تنظیم کنیم( اونایی که زبانشون خوبه) و به برای محافل بین المللی بفرستیم. نذاریم همه چیز واسمون عادی شه. به سانسور به سرکوب به زندان عادت نکنیم. کاری کنیم. حداقل بنویسیم.

...

ایمیلی گرفتم از دوستی که گویا مقیم سوئد هستند و نوشتند که با عفو بین الملل سوئد تماس گرفتن و موضوع رو اطلاع دادن. و گویا توی همون کارگاهی هم که قرار بود بچه ها  شرکت کنن هم  موضوع رو اعلام کردن. بی بی سی هم بعد از اینکه خانم عبادی صحبت کرده خبر رو گذاشته.بعضی اوقات ازشون حرصم میگیره.

...

پرستو نوشته آزاد شدند.

۸ نظر:

zephyr گفت...

رها جان چی کار کنیم؟ پست یکی مونده با آخر فرناز رو خوندی؟؟ باید یه کاری کرد. خیلی عصبانی ام. خیلی از بچه ها رو دارند می گیرند. دو هفته پیش من و فاطمه هم بازداشت شدیم

روزبه گفت...

من نگران اینم که مطرح کردن قضیه به صورت پتیشن تنها به ضرر فرناز باشه و باعث بشه یه باطبی جدیدی ساخته بشه

هوی جوری گفت...

محسن عزیز درست می گه وزارت اطلاعات اینقدر که گوگوری مگوریه هر وقت بفهمه اشتباه کرده بچه ها رو از تو خونه هاش از بلوار آزاد می کنه تازه الان چون وضعش بهتر شده خونه هاش رو برده ولنجک که بچه ها هر وقت دلشون گرفت عصر ها با هم برن یه قدمی بزنن و یه چای یا پاپ کورنی هم بخورن. الهی من بگردم این وزارت اطلاعات گوگوری روووووووووووووووووووو.....
تازه این که چیزی نیست روزبه هم درست می گه بزاریم قضیه همین جوری مسکوت بمونه اصلا سداش رو در نیاریم شاید خود وزارت اطلاعات هم نباید به کسی بگه که کی رو گرفته کی رو نگرفته شاید این جوری براشدن دردسر درست نشه.
من می گم اصلا بچه یه کار کنیم. بیایید هر کی رو گرفتن فراموشش کنیم چون هم جاش امن و راحته و هم اگه اسمش رو ببریم براش خطرناکهههه

zephyr گفت...

سلام. آزاد شدند...

یاغی گفت...

امیدوارم همونطور باشه که تو میگی لیلا جان. ولی آنطوری که من شنیدم قبل از اینکه کاری بکنند مرده و یک نامه و شعر هم توی جیبش بوده است(به نقل از ایسنا)

کامروز گفت...

عشق بازی همراه با بوسه های پنهانی و دل نگرانی از عدم ازادی در ایران..هارمونی زیبایی در نوشتن داری ...ایران من فقط با تو ازاد میشود فیمینیسم بی حیا . پس را براه پتیشن پرکنید

کامروز گفت...

البته فیمینیست نه فیمینیسم....

COBRA گفت...

روز همبستگي وبلاگ نويسان http://cobraweblog.blogspot.com