ه‍.ش. ۱۳۸۶ مرداد ۱۴, یکشنبه

برای یاران دبستانی

     

  Š

۴ نظر:

كاوه گفت...

به اميد روزگار آزادي

fblogger گفت...

قبل اینکه کتک بخورم رفتم هرچه خواسته بودند ÷ک کردن حالا دارم می رم مسافرت تا آبها از آسیاب بیافت . مثل چاقو کش های هیئت اومده بودند دعوا . اینه که می گن تکنولوزی زود دست جامعه سنتی افتاده ... این ها که به قول خودشان مثلا زیر پرچم مشارکت سینه می زدند چه برسد به حزب اللهی هایشان

Naghmeh گفت...

be omide azadiye hamegi

حمید گفت...

بنده هم با اهورائیان دربند و درکه و ... ابراز همدردی می‌کنم و امیدوارم سعی کنند به جای الافی، کمی درس بخوانند تا مشروط نشوند و برای فرار از مشروطی به زندان پناه نبرند.
جنبش دانشجویی که از دانشجویان درس نخوان تشکیل شود، آخر و عاقبتش همین است...