ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۱۶, یکشنبه

از هر دری

به دلیل حواس پرتیهای این روزها و قاطی کردن تاریخ های شمسی و میلادی یادم رفت اکانت دومین و هاستینگ رو به موقع تمدید کنم و در نتیجه به مدت دو روز این وبلاگ از صفحه روزگار محو شده بود. ولی خوشبختانه دوباره وقتی پول لازم رو به خوردش دادم برگشته. فقط همچنان مشکلش اینه که هرچی من اینجا بنویسم این بلاگ رولینگ بگم چی شده نشون نمیده. دروغ چرا، اینکه لینک وبلاگت رو واسه یه مدت طولانی سرلیست لینکدونیها نبینی انگیزه ات برای نوشتن کم میشه. اگر چه من نمیخوام روحیه ام رو از دست بدم و همچنان خواهم نوشت.

...

سال 2008 شروع شد و من هم طبق معمول هر سال یه لیست نوشتم از تغییراتی که باید انجام بدم از نوع رفتارم با دیگران گرفته تا کارهایی که باید انجام بدم مثل پذیرش دانشگاه و کار و ... در مورد بخش اولش معمولا زیاد موفق نیستم. همیشه با خودم میگم مثلا فلانی رو که فلان روز باهام اینطور برخورد کرد دیگه تحویل نمیگیرم و یا منم مثل خودش برخورد میکنم ولی دوباره وقتی طرف رو میبینم نیشم باز میشه و طرف رو بیشتر از همیشه تحویل میگیرم. یا مثلا از این به بعد تو رودرواسی نمیفتم و راحت میگم فلان کار رو انجام نمیدم ولی باز هم روم نمیشه و خودم رو تو کار میندازم و بعدشم دوباره کلی بدو بیراه به خودم حواله میکنم که چرا.  بعضی وقتها از دست خودم خیلی عصبانی میشم چون میبینم که اینقدر برای افراد وقت میگذارم و یا تحویلشون میگیرم اون آدمها اصلا اینطوری برخورد نمیکنن. راستش از ادمهایی که وقتی می خوان یک کاری واسشون انجام بدی فقط حالت رو میپرسن و بقیه روزهای سال هیچ حالی ازت نمیپرسن عصبانی میشم. یا وقتی باهات کار دارن تند تند برات تو مسنجر پیغام میذارن ولی وقتی تو ازشون یه سوال میکنی که فقط جوابش یه کلمه است، بدون جواب میذارن میرن. واقعا اینو یه بی ادبی میدونم و ازش ناراحت میشم.

...

پارسال که همش درگیر درس و مشق بودم وقتم واسه فیلم دیدن خیلی بیشتر بود تا حالا که درسم تموم شد و راحت تو خونه پدری لم دادم. بعد از مدتها دیروز تونستم یه فیلم فرانسوی ببینم اونم فیلم لیدی چاترلی بود که بر اساس رمان انگلیسی به همین نام ساخته شده. انگلیس که بودم فیلم اکران شده بودم ولی من وسط نوشتن پایان نامه بودم و نتونستم ببینمش. بیشتر هم برای این دوست داشتم فیلم رو ببینم چون یه بار استادمون تو یکی از جلسه کلاسها وقتی درباره انقلاب جنسی تو انگلیس صحبت میکرد به اون اشاره کرد. این کتاب ظاهرا به دلیل اینکه با صراحت و با جزییات  درباره رابطه جنسی خارج از ازدواج یک زن انگلیسی و معشوقه اش صحبت میکنه، همون سالها، یعنی اواخر دهه بیست که نوشته شده اصلا اجازه چاپ پیدا نمیکنه و حدود 40 سال بعد واسه اولین بار تو انگلیس چاپ میشه. به هر حال میشه گفت بیشتر از روی کنجکاوی فیلم رو دیدم که خیلی چیز جالبی نبود و فقط یکی دو صحنه داشت که من دوست داشتم اونم وقتی بود که معشوق با گلهای وحشی بدن معشوقه اش رو تزیین میکنه و بیشتر شبیه یه تابلو نقاشی میشه. البته کتابش رو ان لاین پیدا کردم قرار شروع کنم به خوندنش.

...

خبر آخر اینکه قراره کتاب سالار زنان ایران زندگینامه فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش قبل از انقلاب رو از یه دوست خیلی خوب و دوست داشتنی به عنوان کادو تولدم هدیه بگیرم که خیلی خوشحالم.

۳ نظر:

نسيمك گفت...

اين تيكه بي‌معرفت بودن و حال و احوال كسي رو نپرسيدن رو خوب اومدي. خوشم اومد. فكر كنم خطاب به خودت نوشته بودي:))

لیلا: :)) البته یه سری دوستان اونور آب هستن که جز این دسته هستند.

هومن گفت...

welcome back, Leyla
کم مونده بود الان یه میل برات بفرستم که این وبلاگت پس کجا گیر کرده؟ خوشبختانه درست شد.

shahin گفت...

سلام
از نوشته سال 2008 شروع شد اين برداشت رو داشتم كه ......
شاهين

لیلا: متاسفانه من چیزی متوجه نشدم.