ه‍.ش. ۱۳۸۷ فروردین ۳, شنبه

تعطیلات عید خود را چگونه گذراندید؟

صدام بدجور گرفته و در نمیاد. آخرین باری که این اتفاق افتاده بود وقتی بود که سوار اتوبوسی بودیم که ما رو به استادیوم آزادی برده بود و راهمون ندادن بریم تو، فریاد میزدیم سهم من سهم زن نیمی از آزادی. اونوقت هم صدام بدجور گرفت.

این دفعه نه تنها فریاد نزدم بلکه با رفیقمون رفتیم تو یک رستوران و در کمال آرامش شام صرف کردیم و گفتیم و خندیدیم.

الان دیدم نمیتونم  درست حسابی حرف بزنم  گفتم بیام بنویسم تو این بهار سرد و بارانی آمستردام. اینجا که از بهار و بوی بهار خبری نیست ولی لاله های سفیدی که این رفیق خریده و گذاشته رو میزش واقعا حس خوبی به ادم میده.

 غبطه میخورم به اونهایی که تو این حال و هوا تونستن برن ایران و با حال و هوای عید اونجا حال کنن. به نظرم بهترین زمان برای سفر به ایران عیده. همه فامیل دوست آشنا رو میبینی و به قول معروف دیدارها تازه میشن. این دیدوبازدید عید، از بهترین بخشهای خاطرات دوران کودکیمه. اینکه این ظرف آجیل و تخمه رو در کمتر از چند دقیقه خالی میکردیم و مامان اخم می کردو هر دفعه سفارش میکرد خونه بعدی که میریم حواسمون رو جمع کنیم و اینقدر هله هوله نخوریم. البته ما هم که هیچوقت گوش شنوا نداشتیم.یکی از خوشی های عید برای ما این بود که هر جا که می رفتیم به سرعت به یه پارتی تبدیل میشد،بزن وبرقص که تا خود 13 ادامه داشت و روز 13 فقط جاش از تو خونه میرفت به طبیعت.

به هر حال، الان در سکوت کامل نشستم و دارم می نویسم نه از آواز خبریه نه از پارتی و نه از بزن و برقص.

۸ نظر:

محمد جواد شکری گفت...

سلام...خوبی ..سال نو مبارک...نگفتی حالا چرا صدات گرفته؟؟

لیلا: سلام سال نو شما هم مبارک. راستش فکر کنم از عواقب سرما خوردگیه چند روز اخیره.

كاوه گفت...

واقعا همينطوره.

با وجود مشكلات زيادي كه هست، هنوز نوروز ايران حال و هواي خودشو داره.

نانا گفت...

در آمستردام یا هرجای دیگه غیر از این خراب شده هستید، خدا رو شکر کنید
من هم فکر میکردم مزه بده، ولی اینطور نیست
اگر عینک فرنگیمون رو یک ساعت برداریم و واقعیتها رو ببینیم می فهمیم که ایران دیگر ویرانه ای بیش نیست. مردم خسته و ناراحت و عصبانی. پولها همه پول دزدی و کلاه برداری. همه دروغگو و ... خلاصه you haven't
missed anything

لیلا: نانا جان مرسی. ولی با اینکه می‌دونم اونجا سختی هاش خیلی بیشتر از اینجاست ولی خوب این موقع ها مخصوصا دل آدم می‌گیره و به قولی هوس یا رو دیار می‌کنه. امیدوارم سال دیگه سال بهتری برای همه ما باشه.

نسيمك گفت...

بر عكس تو كه دلت واسه شلوغياي ايران تنگ شده، من و الهام كلي حال كرديم كه امسال به دليل در سفر بودن مامان و بابام دو روز اول مجبور نبوديم جايي بريم و عيد ديدني بازي كنيم!

بوي بارون، قهوه، سيگار گفت...

ليلا ي عزيز نوروز مبارك. براي تو و خانواده ات آرزوي بهترين ها را دارم. همواره شاد و موفق باشي

الهام گفت...

امیدوارم که سال های بعد همونطور که دوست داری عید ها رو تو ابران باشی. اما به نظر من عید هرسال کمرنگ تر از سال پیش میشه و دیگه اون حال و هوا و ذوق بچگی ها رو نداره. هر سال باید بگیم دریغ از پارسال

آقا مرتضی گفت...

سلام حرفای قشنگی میزنی خوشم اومد مرسی
خوشحال میشم پیشم بیای ممنون [چشمک]

علي آقا گفت...

با تشكر از مطالب جذاب و خواندني شما
و بهترين ارزوها
و