ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه

جمعه سیاه

امروز، روز بعد از تنکس گوینگ ( فارسیش میشود روز شکر گذاری؟) است، معروف است به جمعه سیاه زمانی که مغازه ها حراج هایی در بعضی مواقع با قیمتهای باور نکردنی میزنند( بله جمعه سیاه اینجا با جمعه سیاه ما از زمین تا آسمان قزق دارد).ملت هم در بعضی از مواقع از ساعت 5 صبح در برابر مغازه ها به خصوص مغازه های وسایل الکترونیکی صف می بندند و به محض باز شدن به داخل مغازه ها هجوم می برند. ظاهرا در چنین مواقعی خیلی فرقی ندارد که ساکن یک کشور جهان اولی باشی یا جهان سومی، ارزانی قیمتها آنقدر به وجدت میآورد که به سمت مغازه ها حمله ور میشوی و امکان دارد در  این میان نیز سیل خریداران مشتاق سبب شود که یک فروشنده نگون بخت زیر دست و پای مشتریان له شود و جان خود را از دست بدهد.

فقط یادمان باشد که این اتفاقات فقط در هند نمیفتد بلکه در نیویورک هم رخ میدهد.  برای این بخت برگشته واقعا جمعه سیاهی بود.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

امید برای تغییر

شاید به نظر بعضی ساده لوحانه بیاد ولی اومدن اوباما باعث شد در عین نا امیدی یک کورسوی امیدی پیدا بشه و یه خرده امیدوارم  کنه که امکان داره تو ایران هم  بشه تغییری ایجاد کرد

این چند روز دارم همش فکر میکنم که واسه انتخابات سال آینده چه کار میشه کرد. بین همه آدمهایی که قابلیت نامزد شدن دارن، هر چی میخونم می بینم هیچکس رو در حال حاضر بهتر از خاتمی نداریم.  حالا دوباره امکان داره همون حرفهای تکراری این چند سال گذشته  شنیده بشه که مگه خاتمی چی کرد. به نظر من فقط یک نگاهی به سه سال گذشته ایران میتونه نشون بده که خاتمی چقدر فرق داشت و چه کار کرد. و البته مگه در حال حاضر گزینه دیگه ای هم وجود داره؟

من فکر میکنم قانع کردن خاتمی برای اومدن به صحنه انتخابات تنها کاری که تو این شرایط میشه کرد. من تو ایران نیستم و نمیتونم از شرایط اونجا تحلیل سیاسی بدم و البته تحلیل گر سیاسی هم نیستم. اینم میدونم ( البته شنیدم) که مردم ناامیدتر از همیشه ان و به نظرشون که حضور و مشارکت اونها هیچ تاثیری نداره. باز هم اگه فکر میکنید هیچ تغییری ایجاد نمیشه یه خرده تلاش کردن که مشکلی ایجاد نمیکنه. اگه نشد هم همون بود که شما فکر میکردید ولی حداقل یه کاری انجام شد و نتیجه نداد.

من فکر کنم اونهایی که انتخابات سه سال گذشته رو تحریم کردن متوجه شدن که چه تصمیم اشتباهی گرفته بودن. تکرار اون تصمیم فقط شرایط رو بدتر میکنه.  اومدن خاتمی حداقلش اینه که ایران رو از انزوای بین المللی حال حاضر نجات میده. شرایط اقتصادی و اجتماعی سه سال گذشته فکر نکنم نشان دهنده پیشرفتی بوده باشه. حداقل میبینم که سخت گیریهای اجتماعی از دوران خاتمی بیشتر شده. یه مثال کوچیک بیشتر امنیتی شدن  کشوره. برگشت دوباره گشت های بسیج، محدود کردن حضور زنها در فضاهای عمومی (  مثل محدود کردن اونها برای حضور در دانشگاه ها، سخت گیری در پوشش زنها و حتی مردها) و خبرهایی که از گوشه و کنار در مورد محدودیت های فعالیت های فرهنگی شنیده میشه. من هنوز نشنیدم کسی اظهار کنه که حتی در یک مورد وضع از دوران خاتمی بهتره. مسائل اقتصادی هم مضاف بر همه اینها  بر اساس خبرهایی که شنیده میشه.

من این همه آسمون ریسمون به هم بافتم که بگم هنوز خاتمی تنها گزینه و در شرایط حاضر بهترین گزینه ای است که ما میتونیم امید داشته باشیم که تغییری ایجاد کنه و تلاش برای اومدن اون تنها کاریه که این روزها از دستمون برمیاد.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

اعتماد به نفس در حد مورچه

لال شدم. درباره چیزی نمیتونم نظر بدم. فکر میکنم توانایی حرف زدن و نوشتن و اظهار نظر کردن رو از دست دادم.

به شدت اعتماد به نفسم رو از دست دادم و انگار دارم در دنیایی از اطلاعات به سر میبرم که همینطور با تمام شدت به سمتم هجوم میارن و من از هر نوع عکس العملی در برابر اونها ناتوانم.

میترسم حرف بزنم نکنه اشتباه کنم. نکنه مطلب رو درست نفهمیده باشم و چرت بگم. این قضیه به مطالب و موضوعات ایران هم تسری پیدا کرده. خبر میخونم و با اینکه کلی شکه یا عصبانی میشم ولی اصلا دستم به نوشتن و اظهار نظر کردن نمیره.

در عرض یک ماه باید 3 تا پیپر 25 صفحه ای بنویسم و هنوز یک کلمه هم ننوشتم. و نگرانم نتونم خوب بنویسم و نگرانم نتونم مطلب رو درست تجزیه تحلیل کنم.

باید کمتر بخوابم. نمیدونم چطوری؟ من هیچوقت کمتر نخوابیدم. کسی ایده ای داره واسه کمتر خوابیدن. میشه چیزی خورد که خوابم نیاد؟ من همیشه خواب برام لذت بخش ترین بخش زندگی بوده. ولی حالا باید ازش دل بکنم. کسی میدونه چطوری میشه؟

فکر کنم یه خرده پنیک شدم.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۴, سه‌شنبه

موزیک امروز ایران چیه؟

من امروز داشتم تو بخش موزیک پرشن هاب یه گشتی میزدم ببینم آهنگ جالبی برای دانلود پیدا میشه یا نه. باحال بود که من حتی محض رضای خدا یکی از این خواننده ها رو هم نمیشناختم. سعی کردم برم از روی تعداد دانلودها، اونهایی که بیشترین دانلود رو داشتن گوش کنم ببینم چی دارن که هیچکدوم به نظرم جالب نیومد.

سوالی که پیش اومد برام این بود که ظاهرا همه اینها خواننده های توی ایران هستن و همشون هم طرح روی آلبوم دارن. یعنی مجازن؟ یا اینکه زیر زمینین و خودشون واسه دلشون طرح  میزنن ( مدل ابروها رو دیگه باید از رو مدل ابروی پسرها برداشت، تو این طرح ها هر مدل ابرویی که بگی پیدا میشد ) یعنی اینها توی بازار  رسمی فروخته میشن؟ یا غیر رسمی؟

من فهمیدم ظاهرا اونهایی که رپ میخونن بیشتر طرفدار دارن ولی این رپها همه یه شکله. یعنی انگار یه نفر با یه صدا به یه سبک رفته آهنگ ضبط کرده. یعنی بقیه از روی یه نفر تقلید کردن یا ملت اینهمه سبک و صداهاشون به هم شبیه؟

راستش حس کردم هیچی از موزیکی که الان توی ایران ملت گوش میدن خبر ندارم. وقتی من بودم هنوز بنیامین رو بورس بود. الان کی؟ با اینهمه تنوع ملت چطور انتخاب میکنن و معیارشون چیه.

موضوع جالبه دیگه اینکه آهنگهایی که ته مایه غم داشت و یا داشت به دختره فحش میداد هم کلی طرفدار داشت. مثلا انشالله مرگت ببینم و اه دلم پشت سرت و اینها. من فقط یه دونه ترانه با صدای یه دختر دیدم. اونهم یا کیفیتش خوب نبود یا صدا دختره از ته چاه در میومد. موزیک های معروف به لوس آنجلسی هم که رسما غیر قابل تحمل بودن اون چندتایی که گوش دادم.

اینها رو نوشتم که اگه کسی اطلاعی چیزی داره بگه. چون من دوست دارم بدونم تو ایران جوونها الان چی گوش میکنن. چه خواننده هایی.