۱۳۸۶ اسفند ۱۰, جمعه

حق باکره بودن

بکارت، تابوی بکارت. داشتن حق انتخاب برای داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج. موضوعاتیه که این روزها مطالب زیادی رو این ور اون ور داریم دربارش میخونیم. یکی از آخرین موردها، مقاله ترجمه شده ای از روزنامه گاردین در زمانه است. دخترهای مسیحی‌ای که قصد دارند تا لحظه ازدواجشون باکره بمونن و نگاه عجیبی که جامعه انگلیس به این دخترها داره. یه جورایی انگار نقطه مقابل جامعه ایرانه.

اینکه این مقاله برای یک خواننده ایرانی چه سودی خواهد داشت من خیلی نمی‌دونم. مگر اینکه این حس بهشون بده که مردمی توی اروپا در وسط آزادی جنسی هستند که مثل ایرانیها باکره بودن براشون اهمیت داره. ولی فرق بزرگی که شاید خیلی مهمتر باشه اینه که بعضی از این دخترها خودشون و ظاهرا آگاهانه انتخاب کردند که باکره بمونند. کسی مجبورشون نکرده و برای باکره موندن و با نموندنشون نه قانون تنبیهشون میکنه و نه عرف.

من کلا از کلماتی مثل پاکدامنی، وقار و سنگینی، نجابت حالم بد میشه. فکر می‌کنم وقتی این کلمات رو بهم نسبت میدن که از یک سری حق‌هایی که در انتخاب نوع زندگی جنسی ام داشتم محروم شدم و این محرومیت سبب شده که لیافت داشتن این صفت رو داشته باشم.

داشتن یا نداشتن بکارت هم یکی از اون حق هایی که من به عنوان یک زن باید دربارش تصمیم بگیرم که باید از دستش بدم یا نه باید نگهش دارم. و این مهمه که تو نه تنها بر اساس قانون این آزادی و حق انتخاب رو داشته باشی بلکه اموزشهای غیررسمی حداقل در خانواده تو رو به سمتی سوق بده که تو این آزادی رو حس کنی که حق انتخاب داری و با از دست دادن بکارت نه چیزی از شخصیتت کم میشه و نه با داشتنش چیزی به اون اضافه می شه.

اگر کسی با این آگاهی به این نتیجه رسید که می‌خواد تا روز ازدواجش باکره باشهبه نظر من باید همونقدر نظرش مورد احترام باشه  که یک نفری که به این نتیجه رسیده که نمی‌خواد این بکارت رو حفظ کنه.

درباره باورهای دینی‌ای که افراد دارن  برای باکره بودن ، اگر بدون آگاهی و فقط به دلیل اینکه اون یک دستور الهیه، مثل داستان بعضی از این دخترهای مسیحی، و باید اجرا بشه،  به اون عمل  میشه، من شخصا قبولش برام سخته. ولی اگه اون‌ها این رو جز حقی که بر کنترل بدنشون دارن، میدونن، به نظرم کاملا حق قابل احترامیه.

۱۳۸۶ اسفند ۴, شنبه

فقط دخترها خرابن؟

یادم میاد وقتی که راهنمایی میرفتم دخترهایی که دوست پسر داشتن، به معنی پسری که از در مدرسه تا سرکوچشون همراهمیشون می کرد به اون دختره می گفتن خراب.

یه خرده بعدتر این قضیه عادی شد ولی اگه دختره پسره رو بوسیده بود و یا گذاشته بود پسر اون رو ببوسه دختره خراب بود.

بعدش اگه دختره با دوست پسرش که عاشقش بود می خوابید بهش می گفتن دختره خرابه.

حالا چی؟ هنوز هم تو شهرستانهای کوچیک دختره دوست پسر داشته باشه خرابه؟ و تو شهرهای بزرگتر اگه با دوست پسرش بخوابه؟ و یا دختری که با چند نفر تا حالا خوابیده خرابه؟

راستی تا حالا شنیدید کسی بگه پسر خرابه؟ بدترین چیزی که من از شنیدم اینه که پسره ب.. در روه؟ که البته شنیدم  در عالم پسرها این یک افتخار حساب میشه.

میگن زنها همیشه قایم می کنن با چند مرد رابطه داشتن چون جامعه کاملا نسبت به اونها قضاوت منفی خواهد داشت. ولی پسرها با افتخار تعداد واقعی رو چند برابر هم میکنن چون اینطور قضاوت میشه که کارشون درسته.

۱۳۸۶ بهمن ۲۹, دوشنبه

تجاور در غالب داستا‌ن‌های اروتیک

نازلی به موضوعی اشاره کرده که من مدتها پیش در داستانهای س ک سی که ایرانیها می‌نویسن بهش برخورد کردم.

وقتی که این داستانها رو می‌خوندم به نظرم اینقدر غیر واقعی و خشن می‌رسید که فکر می‌کردم نویسنده فقط در آرزوی داشتن همچین رابطه‌ای هست و هیچوقت نمی‌تونه! و نمی‌شه! همچین رابطه خشن جنسی وجود داشته باشه. که البته این فیلم‌هایی که نازلی دربارشون نوشته ظاهرا به اندازه داستانهای س ک سی ایرانی خشن هستند.

در این داستانها معمولا پسر دختره رو بعد از ماچ و بوسه با خشونت به روی تخت می‌اندازه و رابطه‌اش رو که در نود درصد موارد به خاطر اینکه باکرگی دختر از بین نره از پشت انجام می‌ده کاملا با خشونت و زور شروع می‌کنه و در بسیاری از داستانها دخترها اعتراض دارند و از درد جیغ می‌کشن ولی پسر داستان که معمولا شخص نویسنده است اهمیت نمی‌ده و با این استدلال که دختره بعدا خوشش میاد و کمتر عکس‌العمل نشون میده با خشونت به رابطه‌اش ادامه ‌می‌ده.

این داستان‌ها کاملا یک رفتار جنسی بیمار رو به تصویر می‌کشه که در بسیاریشون پسر فاعل، انجام دهنده و دستور دهنده نوع رابطه جنسی دلخواهشه و دختر یک موجود منفعل، تابع که بدترین رفتار و عمل جنسی رو بدون کوچکترین اعتراضی تحمل می‌کنه.

در این داستان‌ها یا به وضوح و با به کنایه دخترها علاوه بر خشونت جنسی، خشونت کلامی رو هم می‌پذیرن چون نویسنده داستان‌ها این نوع خشونت رو تحریک کننده می‌دانند.
به نظر من رفتار جنسی بسیاری از پسر‌های ایرانی اگر بر اساس دیدن این فیلم‌ها و یا خواندن این داستان‌ها شکل بگیره باید منتظر فاجعه‌های اجتماعی بیشتر از فاجعه بیجه باشیم.

این خشونت به اندازه‌ای طبیعی نشون داده می‌شه که کسانی که شاید هنوز رابطه جنسی رو تجربه نکردن مخصوصا نوجوونها و یا اونهایی که خوندن این داستانها اولین دانسته‌های جنسیشون به شمار میاد فکر می‌کنن که داشتن رابطه با یک دختر به همین اندازه باید خشن و بدون رضایت طرف باشه.

در این داستانها طوری تصویر پردازی میشه که دختری که خواستار رابطه جنسی است، خواستار همه جوره رابطه است و در طول داستان نشون داده می‌شه که اگر دختر نوع خاصی از رابطه جنسی رو دوست نداره ، پسر داستان باید با خشونت فقط با این تصور که دختر باید همه جوره سرویس بده به رابطه ‌اش ادامه بده.

خوندن این داستان‌ها به نطر من در نگاه اول نشون دهنده یک نوع تفکریه که تجاوز رو نیز جز طبیعیه یک رابطه جنسی می‌دونه.

در کشوری که همه منابع درست دسترسی به داشتن رابطه جنسی سالم بین دختر و پسر بسته است. وجود چنین فیلم‌ها و یا داستان‌هایی فقط به شیوع هر چه بیشتر رابطه ناسالم جنسی بین دختر و پسرها منتهی می‌شه و به نوعی تجاوز جنسی رو طبیعی جلوه می‌ده و بسیاری از پسر‌ها رو به اون سمت سوق می‌ده.

۱۳۸۶ بهمن ۲۴, چهارشنبه

از پرسپولیس تا سکس اند د سیتی

آسمان را سراسر اینجا مه گرفته و از پشت پنجره دیدنش خالی از لطف نیست. چیزی که این روزها خواب ما را پریشان می‌کند چه کنم چه کنمی است که گرفتارش شده‌ایم.

ظاهرا قدرت انتخابم رو از دست داده‌ام. یعنی نمی‌تونم از بین چند  گزینه یکی رو انتخاب کنم. خوبی و بدیهای هر کدوم رو که می‌سنجم می‌بینم برابرن و من نمیتونم تصمیم بگیرم. به نظرم وقتی یک انتخاب داری تکلیف روشن است ولی وقتی چند راه وجود داشته باشه مثل من امکان داره گه گیجه بگیری.

الان هم همینطور دارم چرت و پرت می‌نویسم بدون اینکه بخوام ته این جمله به جایی برسه.

...

بالاخره چند روز گذشته وقت کردم و چند تا فیلم دیدم. پرسپولیس ، کفاره و بادباک باز. مثل خیلی‌ها پرسپولیس روایت زندگی من هم بود. قبل از دیدن فیلم کتابش رو خونده بودم و با هر لحظش بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی جلوی چشمم رژه میرفت. به نظرم به بهترین نحو ممکن ساتراپی نه فقط داستان نسل خودش بلکه داستان چند نسل این کشور رو به تصویر کشیده بود.

کفاره هم داستان نو و قشنگی داشت. صحنه‌های جنگش به نظرم عالی بود ولی نه اونقدر خوب که بخواد اسکار رو ببره. این بازی کارگردان با زمان رو دوست داشتم. اینکه اتفاقات داستان به ‌
ترتیب زمان اتفاقشون روایت نمیشن و این عدم ترتیب زمانی  وقتی که فکر می‌کنی همه چیز داره خوب پیش میره، میاد کل مفروضاتت رو به هم میریزه.

با دیدن بادبادک باز در حین عصبانیت نمی‌تونستم جلوی اشکهایی که همینطوری میومدن بگیرم. برای من دو صحنه این فیلم دردناکترین بودن یکی وقتی مسئول پرورشگاه از اوج استیصالش می‌گفت و وقتی که آصف طالبانی ضبط رو روشن می‌کنه و اون پسر شروع میکنه به رقصیدن. یعنی فکر نکنم حقارت  رو بهتر از این می‌شد به تصویر کشید.

...

سریال سکس اند د سیتی  هم به جمع مجموعه تلویزیونی پیوست که من چند روزه نگاهش می‌کنم. به احتمال زیاد با دیدن این سریال من کلی از جامعه روشنفکری فاصله خواهم گرفت و شاید دیگه خیلی جز آدمها‌ی با کلاسی که سریالهای باکلاس و درست و حسابی می‌بینن به حساب نیان ولی خب چه می‌شه کرد که من بعضی وقتها دوست دارم یه خرده‌ بی‌کلاس باشم و در این راستا چنین سریالهایی را می‌بینم و لذت می‌برم مخصوصا عاشق شخصیت میراندام. کلی با ژستاش حال می کنم.    

۱۳۸۶ بهمن ۱۸, پنجشنبه

عکاسی

تو فکر اینم که یک دوربین خوب آماتور بخرم و شروع کنم به عکاسی کردن. من عاشق عکسهای سیاه و سفیدم و دوست دارم یه دوربین داشته باشم که بشه باهاش خیلی خوب عکس سیاه و سفید گرفت.

الان تنها دوربینی که دارم که این قابلیت رو داره دوربین موبایلمه که اون هم 3.2 مگا پیکسل و کیفیت خیلی عالی ای نداره.

حالا چند تا از عکسهایی که باهاش گرفتم اینجا می‌ذارم. عکسها در مرکز شهر دلفت هلند گرفته شدن.

اگه کسی پیشنهادی واسه دوربین داره خیلی ممنون می شم اینجا بذاره.
sp_a02202.jpg

sp_a02332.jpg

۱۳۸۶ بهمن ۱۲, جمعه

گزارش شکاف جنسیتی

مدتی پیش مجمع جهانی اقتصاد، گزارشی از شکاف جنسیتی در کشورهای مختلف منتشر کرد که البته ایران هم شامل شده.

براساس این گزارش، ایران  بین 128 کشور جهان در مکان  صد و هجدهم قرار گرفته  که نسبت به سال گذشته 10 پله تنزل داشته .


در زمینه نرخ مشارکت اقتصادی زنان، ایران رتبه صدو بیست و سوم و در زمینه بهداشت و سلامت رتبه 58 را داشته که بهترین رتبه ایران محسوب می‌شه. به نظر من هم انصافا در زمینه بهداشتی ایران خوب عمل کرده.


این گزارش نرخ بیکاری زنان در ایران  را 20 درصد اعلام کرده  در حالیکه این نرخ بیکاری بین مردها حدود 10 درصده. طبق این گزارش چند همسری در ایران رواج دارد و این کشور در زمینه قوانین ضد خشونت زنان وضعیت رضایت بخشی ندارد.


 متوسط سن ازدواج دختران در ایران 22 سال  و متوسط نرخ باروری  هر زن 2.10 هست.



 ازبین کشورهای خاورمیانه، ترکیه، عربستان سعودی، عمان و یمن وضعیت بدتری نسبت به ایران دارن. ترکیه  با 16 رتبه و عربستان سعودی با 10 پله تنزل نسبت به سال 2006 به ترتیب در مکانهای 121 و 124 جدول رده بندی جهانی شکاف جنسیتی قرار گرفتند. این آمار از ترکیه برای من خیلی جالب بود، چون همیشه این تصور وجود داره که چون ترکیه دولت سکولار داره در نتیجه وضعیت زنها اونجا بهتره که این گزارش خلاف اون رو نشون می‌ده. یمن هم آخرین کشور جدوله.

معیارهایی که تو این گزارش برای سنجش شکاف جنسیتی در نظر گرفته شده  اینها هستند: میزان دسترسی افراد به منابع  و فرصتها، میزان دسترسی زنان و مردان به نیازهای ابتدایی مانند بهداشت، آموزش، مشارکت اقتصادی و توانمندی سیاسی و در آخر میزان دستیابی زنان هر کشور به برابری جنسیتی .