ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۷, دوشنبه

نیازهای جنسیشون رو چطور پاسخ میدن؟

يه سوالي كه چند روز فکرم رو مشغول کرده چگونگی روابط جنسی تو ایرانه. یعنی اینکه افرادی که به هر دلیل مذهبی، اجتماعی و اقتصادی و  غیره  امکان داشتن رابطه جنسی رو ندارن ( چه پسر و چه دختر) اولا چطور با نیازهاشون تا میکنن و اگر سرکوب میکنن یا بهش توجه نمیکنن با مشکلات روحی حاصل از اون چه میکنن؟

یک قشری از جامعه هستن که معمول طبقه بالا و شاید در بعضی مواقع طیف بالای طبقه متوسط رو شامل بشن که برای داشتن دوست پسر و دوست دختر و یا خوابیدن با اون خیلی دغدغه ای ندارن و حالا نه لزوما با موافقت خانواده، رابطه جنسیشون رو دارن. که تو همین وبلاگستان دربارش مینویسن. البته این به این معنی که این قشر مشکلی در این رابطه ندارن. امکان داره خیلی وقتها پارتنر مناسبی وجود نداشته باشه.

اما قشرهای دیگه جامعه به قضیه کاملا متفاوت نگاه میکنن و ازدواج رو تنها راه داشتن این رابطه میبینن. ولی این روزها که همه صحبت از بالا رفتن سن ازدواج تو ایران میکنن، این قشری که با رابطه قبل از ازدواج مشکل دارن چه کار میکنن؟ آیا راه حلهای خاصی برای خودشون دارن؟ ( البته به جز خود ارضایی).

بعضی از پسرها شاید راه‌هایی پیدا کنن مثل خوابیدن با یک روسپی ولی دخترها چطور با قضیه روبرو میشن. نمیدونم شاید اگر ایران بودم این سوال خیلی احمقانه میومد پرسیدنش ولی الان که بهش فکر میکنن میبینم موضوع خیلی مهمه.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه

شما لزوما کار اشتباهی نکردید!

یکی از اولین برخوردهایی که موقع اومدن به یکی از کشورهای اروپایی و يا شاید آمریکای شمالی ممکنه کمی اذیت کننده باشه ( حداقل برای من بود تا مدتها و هنوز هم گاهی ناراحتم میکنه)رفتار همکلاسی،همخونه‌ای و دوست خارجیتون باشه که ممکنه روز به روز متفاوت باشه.

ترجمه شخصی من از  چند مورد انگلیسی‌،  چند مورد هلندی‌، دو سه مورد آمریکایی‌ و یک مورد ایتالیایی هست و نمیدونم بقیه مردم اروپایی و آمریکای شمالی چطورن. قصد هیچگونه ارزشگذاری ندارم اگر چه گاهی ازش خاطره خوبی نداشتم.

چیزی که در فرهنگی که ما توش بزرگ شدیم عرف  هست اینه که حتی وقتی خیلی ناراحتیم و حوصله نداریم سعی میکنیم با دیگرانی که باهامون برخورد میکنن با رویی گشاده روبرو  بشیم وتا اونجایی که امکان داره ناراحتیمون رو در برخورد با افراد پنهان کنیم. ولی این دقیقا رفتاری بود که من در این افراد غیر ایرانی که ذکر کردم ندیدم. مثلا بارها شده بود که همخونه انگلیسی  و یا  همکلاس هلندی یک روز با کمال مهربانی  و خوشرویی با من روبرو بشه و روز بعد به سختی حتی جواب سلامم رو بده.  اون اوایل روز من میتونست به کنکاش در رفتارم صرف بشه که مگه من چه کاری کردم که این آدم با من اینطوری برخورد کرد.بعدها، بعد از تجربه‌های متفاوت متوجه شدم که این آدمها بر اساس مود اون روزشون واکنش نشون بدن. اگه کلا یه روز حوصله نداشته باشن  سلام هم بهت نمیکنن و این ربطی به شخص تو نداره بلکه به حال اون روز خودشون داره. بعضیها فردگرایی اینوریها رو دلیل این رفتار میدونن. طرف امروز حال نمیکنه حوصله نداره اینطوره و به این هم فکر نمیکنه که تو حالا ممکنه چی فکر کنی. بعضی‌ها میگن اینها صادق ترن همونطوری که نشون میدن هستن و فیلم بازی نمیکنن. تحلیل افراد بسته به اینکه چطور به این فردگرایی نگاه کنن متفاوته. ولی ممکنه واسه خیلی ها که تازه از ایران اومدن این رفتار خیلی اذیت کننده باشه.

خلاصه اگه از ایران خارج شدید و با یک همچین رفتاری مواجه شدید فکر نکنید تقصیر شماست و یا شما کار اشتباهی کردید بلکه امکان داره اون طرف اون روز حالش گرفته باشه. یا خسته است یا با دوست دختر یا پسرش دعواش شده و یا هر چی دیگه.

اگه دوستای دیگه بقیه جاهای دیگه همچین تحربه ای داشتن خوشحال میشم قسمت کنن.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱, سه‌شنبه

سلام فردا!

بالاخره ترم اول با هزار سلام وصلوات و نذر و نیاز به خوبی و خوشی تموم شد و ما تونستیم با سرافرازی به ترم دوم بریم که از فردا شروع میشه.

ماه آخر ترم گذشته واقعا ماه سخت و توانفرسایی ( بابا ادبیات!) بود. فکر کنم روزی 13-14 ساعت درس میخوندم، اتفاقی که در زندگی من بسیار نادره. ولی خوشبختانه همه نمرات آ شد و من الان با قلبی مطمئن پا به ترم دوم میگذارم. این ترم درسهای با حالی دارم: کلنیالیزم ( یا استعمارگرایی) و نظریات فمینیستی پست کلینیالیزم ( یا پسا استعمارگرایی).این دانشکده ما خوراکش هر چی اورینتالیسم و کلنیالیزم و اینهاست. خدا خودش به ما رحم کنه که آخرش قراره چی ازمون در بیاد. هر روز با این درسها و عنوانها من یک چالش شدید برام پیش میاد و هزاران سوال که میخوام جوابشونو پیدا کنم. ببینم این ترم جواب چه سوالهایی پیدا میشه. 

همزمان شدن این اتفاق خجسته با مراسم تحلیف باراک اوباما رو به عموم مردم همیشه در صحنه تبریک و تهنیت عرض میکنم.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

جذابیت‌های روز تولد...

یکی از جذابیت‌های روز تولدم اینه که پسرهایی که به من عاشق بودن زمانی
(و شایدهستن هنوز) پیغام تبریک میفرستن. این هم نشانه‌ای هست که هنوز زنده‌ان و یه جایی هستن و هم ‌اینکه لبخندی رو بابت خاطرات قدیم به لب من میارن.

پ.ن. تولد امسال رو بعد از دو سال با یار میگذرونم که این خودش بهترین اتفاق این تولده.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

تاثیر تلویزیونهای فارسی؟

 تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی هم به جمع رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران اضافه شد. داشتم فکر میکردم در طول ده ساله اخیر که استفاده از ماهواره و به طبع اون دسترسی ایرانیان داخل به برنامه های فارسی زبان خارج از کشور اضافه شده آیا تغییر خاصی در دیدگاه‌ها، رفتار و فرهنگ ایرانی‌ها به وجود اومده؟ نمیدونم تا حالا کسی در این مورد تحقیقی انجام داده یا نه. ولی فکر کنم نتایج پاسخ به این پرسش‌ها جالب خواهد بود. اینکه این تلویزیون‌ها چه تاثیری بر ایرانیان درون ایران داشتن، میتونه هم نشون بده این تلویزیون‌ها به هدفی که دارن ( من هنوز دقیقا نمیدونم چیه) رسیدن یا نه. اصلا اینکه کدوم برنامه‌ها و کدوم یکی از این کانالها از لوس آنجلسیش بگیرید تا صدای آمریکا و از این به بعد بی‌بی‌سی جذابیت بیشتری داشته برای ملت. اصلا ملت حال میکنن با دیدن این برنامه‌ها؟ یا از روی ناچاری که تلویزیون دولتی چیزی براشون نداره اینها رو نگاه می‌کنن. شاید بی‌بی‌سی بعد از یه مدت که برنامه‌هاشون جا افتاد بتونه یک همچین نظرسنجی رو انجام بده . نتیجه هر چی باشه برای برنامه ریزی‌های آینده مفید خواهد بود بدون شک.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

یادم باشد...

یادم باشد گذشتن از خط قرمز تابوها هزینه دارد. مهمتر از آن یادم باشد وقتی میخواهم بگذرم به تمام جوانب آن فکر کنم. و باز هم یادم باشد وقتی گذشتم باید بگویم گوربابای حرفهای آن دیگران. یادم باشد فقط...

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۸, چهارشنبه

نسبیت اخلاقی؟

- اوایل قرن نوزدهم (اروپا)- همجنسگرایی یک ناهنجاری اجتماعی است. مرتکبین همجنس گرایی طبق قانون اعدام می‌شوند.

- اوایل قرن بیست و یکم (اروپا)- همجنسگرایی نه تنها یک ناهنجاری نیست بلکه همجنس گراها طبق قانون آزادند و می‌توانند ازدواج کنند.

- قرن نوزدهم ( ایران)- داشتن رابطه جنسی بین یک مرد و یک پسر جوان موضوعی غیر معمول و غیر عادی نبود. در تاریخ ادبیات داستانی ایران نیز عشق دو همجنس غریب به نظر نمی‌آمد مانند داستان محمود و ایاز.

- قرن بیست و یکم ( اروپا)- رابطه جنسی با بچه ها (افراد زیر 18 سال) جرم است.

- قرن بیست و یکم ( ایران)- دختر 9 ساله می‌تواند ازدواج کند (معنی: رابطه جنسی با افراد زیر 18 سال جرم نیست).

- چند قرن قبل از میلاد مسیح ( ایران)- خواهر و برادر، پدر و دختر میتوانند با هم ازدواج کنند (معنی: رابطه جنسی خواهر و برادر، پدر و دختر گناه نیست و آزاد است).

- قرن بیست و یکم ( اروپا)- رابطه جنسی خواهر و برادر، پدر و دختر ممنوع است. یک خواهر و برادر آلمانی که با هم زندگی می‌کنند و دارای فرزند هستند  خواهان به رسمیت شناختن  این نوع رابطه شدند.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

انتظار بیجا؟

خبرهای به نظر من وحشتناکی که این روزها از سیاستهای جدید  حکومت مدافع مستضعفان جهان در قبال افغانی های مقیم ایران میرسه، یعنی محروم کردن یک سری آدم از ابتدایی ترین حقوق انسانیشون این انتظار رو برای من به وجود آورد که روشنفکران و فعالهای اجتماعی در ایران که هر روز در مورد زیر سوال بردن حق آزادی بیان و آزادی فعالیتهای اجتماعی اعضاشون بیانیه و اطلاعیه و پتیشن منتشر میکنن، بیانیه ای رو هم در این زمینه منتشر کنن. من هنوز ندیدم یا حداقل در خبری نشنیدم از یک بیانیه گروهی یا یک حرکت گروهی در این زمینه.

جسته و گریخته اشخاص به طور فردی این سیاستهای به وضوح نژاد پرستانه رو محکوم کردن ولی در همین حد موند. در حالیکه مثلا میبینم حمله به دفتر کار خانوم عبادی و یا پلمب کردن کانون مدافعان حقوق بشر کلی واکنش بر انگیخته.

نگران کننده است به نظرم این سکوت. آیا انتظار بیجاییه که از فعالان اجتماعی در ایران بخواهیم حداقل به صورت نمادین هم که شده یک بیانیه یا اطلاعیه گروهی منتشر کنن و این اقدامات دولت رو مواخذه کنن؟  من نمیدونم چطور میشه هیچی نگفت وقتی حتی اونها از استفاده از وسیله نقلیه عمومی هم محروم میشن؟

پی نوشت:

یک بیانیه اعتراضی به سلب حق تحصیل مهاجران افغان توسط گروهی از فعالان اجتماعی منتشر شده- من ندیده بودم. مرسی از فرناز برای لینک.