ه‍.ش. ۱۳۸۷ اسفند ۳, شنبه

شرکت میکنم و به خاتمی رای میدم

به دعوت معصومه و در پیرو پست قبلی دوباره درباره انتخابات مینویسم. چرا من فکر میکنم شرکت در انتخابات مهم است و علاوه بر آن رای دادن به خاتمی مهمه.

من فکر نمیکنم خاتمی واجد تمام شرایط برای یک رییس جمهور ایده ال است ولی من فکر میکنم آدمها باید به بضاعتشان نگاه کنند و بر اساس آن تصمیم بگیرند. اینکه ما در 30 سال گذشته کسی رو نتونستیم تربیت کنیم که بتونه یه رییس جمهور ایده آل باشه و یا اینکه سیستم یا حکومت و یا هر چی میخواهیم اسمش رو بذاریم مانع شده که این اتفاق بیفته تقصیر آب و باد و مه خورشید فلک نبوده. محصول اراده جمعی یه سری آدم بوده که در محدوده جغرافیایی کشوری به نام ایران زندگی میکنن و ما چه بخواهیم چه نخواهیم جزئش هستیم.

مهم اینه که ما در حال حاضر چندین گزینه بیشتر نداریم. یکی خاتمیه که نتیجه عملکردش رو دیدیم در عرض 8 سال. به نظر من این عملکرد بسیار بهتر از افراد قبل از اون  و بعد از اون بودن. من نمیدونم جماعت روزنامه نگار فعلی اگر آزادی نسبی دوره خاتمی و روزنامه‌های متفاوت دوران اون نبود الان میتونستن به عملکرد و کارهای انجام داده گذشته اشون با دیده تحسین و  یا حداقل رضایت نگاه کنند یا نه؟ و تجربه‌ای که الان دارن خیلی جاها ازش استفاده میکنن رو بدست بیارن یا نه؟

در زمینه زنان که من بیشتر در این باره میدونم آیا فضای باز دوران خاتمی نبود که کمی اجازه داد که سازمانهای غیر دولتی زنان نفس بکشن و ارتباطاتشون با جهان خارج بهبود پیدا کنه؟و ارتباطات جدیدی ساخته بشه؟ من خیلی مطمئن نیستم که اینترنت و یا تکنولوژی صرف باعث این قضیه شد که اگر اینطور بود باید ادامه اش رو در زمان احمدی‌نژاد میدیدیم. حداقل جلوی هر سفر خارجیشون گرفته نمیشد وهر دفعه با ترس و لرز  به کشورشون بر نمیگشتن. آیا جنبش زنان در زمان احمدی‌نژاد تونست به اندازه دوران آزادی نسبی خاتمی به تقویت خودش و اعضاش بپردازه؟ چندین نفر از اعضای جنبش زنان یا از ایران زدن بیرون و یا در فکر اومدن هستن. نیرویی که میتونست اگر فضای آزادتری بود بمونه و کار کنه.

من نمیدونم کسی به جز خاتمی الان میتونه چنین فضایی رو برگردونه. اصولگراها که احمدی‌نژاد نماینده‌شون باشه نشون دادن که نمیتونن خواسته‌های من رو حتی به اندازه یک اپسیلون جواب بدن. و من فکر میکنم اون کشور هیچ راه دیگه‌ای برای بهبود وضعیت خودش نداره مگر اینکه از طرق مدنی تغییری ایجاد کنه. من تنها وسیله ای که در دستمه و میتونم ازش استفاده کنم رایمه و دیگه هیچ. نه میتونم انقلاب کنم و نه کودتا و نه جنگ. من فقط میتونم رایم رو بندازم توی صندوق برای کسی که یک بار تجربه کرده‌ام تو زندگیم که میتونه شرایط بهتری رو از آنچه الان هست به وجود بیاره.

به نظرم این تنها کاریه که میتونم برای اون کشور انجام بدم.

۵ نظر:

کاوه گفت...

شاید بهتر باشه عواقب گندایی که در دولت اخیر زده شده پای خود احمدی نژادو بگیره.

Siavash گفت...

ایا راهی هست بشه از امریکا رای داد و نرفت ایران؟
Leila: sorry to reply in English. I don't have Farsi font right now. As far as I know if you are in USA u can vote in different cities like NYC and Washington in east coast. I don't know which cities for the west coast. If u live in other countries I am sure you can vote in Iran' embassy. Good luck.

Siavash گفت...

ممنون لیلا.
امیدوارم وقت انتخابات واشنیگتن باشم.

مهسا زهیری گفت...

سلام
مطلب جالبی بود . البته پست قبلی خیلی جالب تر بود و من هم به شدت باهاش موافق بودم
موفق باشید

ادم گفت...

....تو مي توني را ي ندي رفيق !