ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

از کدام قانون حرف میزنیم؟

وقتی از حاکمیت "قانون" حرف میزنیم منظورمان کدام قانون است و وقتی از عدم پایبندی به "قانون" سخن میگویم منظوزمان کدام است؟ ما مدافع کدام "قانون" و مخالف کدام "قانون" هستیم؟ وقتی از عدم پایبندی به "قانون" در ایران سخن میگوییم و از رییس جمهور تا شهروندان عادی را به نقض آن متهم میکنیم و خواهان احترام به "قانون" میشویم  منظورمان "قانون" در کلیت آن است؟ یعنی آیا "قانونی" که ما از آن تبعیت نمیکنیم  چون فکر میکنیم  ناعادلانه است هم در بر میگیرد؟ آیا قانونی که موسوی و خاتمی از آن حرف میزنند و خواستار تبعیت از آن میشوند همان قانونی است که ما خواستار اجرای آن هستیم و یا ممکن است قانونی باشد که به نظر ما آزادیهای فردی و اجتماعی ما را محدود کند. ما میخواهیم کدام "قانون" اجرا شود و کدام "قانون" اجرا نشود. چون که بسیاری از ناعدالتیها در دادگاهها هم از اجرای بخشی از "قانون" سرچشمه میگیرند. آیا وقتی از حاکمیت قانون حرف میزنیم نباید حواسمان به جزییات باشد؟ چون لزوما ما اجرای هر "قانون"ی را نمیخواهیم زیرا به نظرمان برخی قوانین مانع آزادی بیان و آزدیهای فردی و اجتماعی هستند. ما اجرای بعضی از قوانین را میخواهیم و ترجیح میدهیم برخی دیگر از قوانین اجرا نشوند و تغییر کنند ( مثل قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در قوانین مدنی). پس وقتی از اجرای قانون صحبت میکنیم باید حواسمان باشد کدام قانون مد نظرمان است.

۱ نظر:

کاوه گفت...

نمی توانیم اینگونه بیندیشیم. چون تعدد سلایق باعث می شود هیچ وقت هیچ قانونی اجرا نشود.
لازم است قانون اساسی اصلاح شود ولی نمی توان تا آن زمان قانون موجود را نادیده گرفت چون قانون موجود به شما فرصت تغییر در قانون و ایجاد چارچوبهای جدید را می دهد.