ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

زنان در قدرت

شماره این هفته نیوزویک مقاله ای دارد با عنوان «انقلاب برقع» نوشته رعنا (رانا) فروهر. جدا از عنوان کلیشه ایش، نویسنده درباره نقش مشارکت سیاسی زنان و رابطه ان با  بهبود وضعیت زنان در کشورهای «در حال توسعه » در آفریقا و خاورمیانه  مینویسد. آمارهایی که در این متن دوصفحه ای داده شده به نظر من قابل توجه ان. یکی میزان زنان نماینده مجلس در روانداست که حدود ۵۶.۳ نمایندگان رو تشکیل  و و بیشترین آمار در سطح جهانه. و اینکه در روسیه در ۷۳ درصد شرکتهای تجاری حداقل یک زن رو در بالاترین حوزه مدیریتی دارند. در باره ایران نوشته که زنان در صف جلوی جنبش سبز هستند و اینکه  یکی از چهره های اصلی مخالفان دولت ایران (زهرا رهنورد) زن است یکی از کشورهایی است که  جنبش زنانش حضور فعال دارد و اینکه قدرت اقتصادی زنها به سرعت در تمام دنیا رو به افزایش است.


ولی سوال اصلی همچنان آنکه  آیا افزایش حضور زنان در عرصه های سیاسی میتواند وضعیت زنان را به میزان زیادی تغییر دهد؟ نمونه های که در این مقاله ذکر شد دوران نخست وزیری مارگرت تاچر و ایندیرا گاندی در انگلیس و هند بود که نشان داد لزوما رهبران زنان از مردان همکارشان  » ملایم تر/ صلح دوست تر» نیستند. نمونه دیگرش ( که در این مقاله ذکر نشده) البته میتواند آنجلا مرکل باشد که حداقل در سیاستش علیه ایران بسیار سخت گیر است و همانند  سارکوزی فرانسوی به شدت به دنبال تحریم های بیشتر علیه ایران. در آخر هم این مقاله نتیجه گرفته که ولی شاید یکی از فرقهایی که بتوان بین سیاستمداران زن و مرد مشاهده کرد توجه بیشتر زنان به مسائلی مثل آموزش، بهداشت عمومی و   مراقبت از کودکان است.


ولی در آخر سوال این است که آیا بهبود در این حوزه ها  میتواند به برابری بیشتر بین زنان و مردان  بینجامد؟  آیا افزایش سطح آموزش و یا مشارکت سیاسی لزوما به کاهش خشونت علیه زنان و یا  تغییر قوانین نابرابر منجر خواهد شد؟ به نظرم موضوع اصلی این نیست که زنان در بدنه قدرت باشند بلکه مهم آن است که زنانی در بدنه قدرت باشند که علاقه به تغییر وضع موجود و بهبود شرایط را داشته باشند.

هیچ نظری موجود نیست: