ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

از چه میترسیم؟

جودیت باتلر، فیلسوف و نظریه پرداز فمینیست ، در کتاب  «خنثی کردن جنسیت« ( این ترجمه رو از خودم نوشتم نمیدونم واقعا فارسیش چی ترجمه میشه( با اشاره به قتل یک پسر همجنس گرا مینویسد: » کشتن کسی که  با نرمهای جنسیتی نمیخواند [این پیام را در خود دارد] که خارج از این هنجارها قرار گرفتن در اصل  به معنای خارج از تعریف زنده بودن قرار گرفتن است. تهدید به خشونت، از یک باور انعطاف ناپذیر  و بیمناکی  ناشی  میشود که صرف بودن و زندگی کردن [یک همجنس گرا یا ترانس]  را به  تضعیف بخشی از معنای هستی جهان و هستی خویشتن تعبیر میکند…« (۳۴) موضوعی که باتلر مطرح میکند- و به نظر من وقتی که صحبت درباره نوع دیگری از زندگی ) حال بگیریم جنسی( باید در نظرداشت- این است که وقتی ما با یک فرم متفاوتی از رفتار جنسی و هویت جنسیتی روبرو میشویم و نسبت به آن با عصبانیت و نفرت سخن میگوییم در اصل از خودمان بپرسیم چرا؟ این نوع رفتار چه وجهی از بودن ما و هویت ما را زیر سوال میبرد؟ و یا «تضعیف » میکند؟ که ما چنین عکس العمل خشنی در قبال آن نشان میدهیم. سوال عمیقتر این است که ازخودمان بپرسم هنجارها و نرمهای جنسیتی به چه نیازهایی و  ‪امیالی از ما پاسخ میدهند و متفاوت با این امیال و نیازها بودن چگونه  ما را  و بودنمان را به چالش میکشد؟ در یک کلام از خود بپرسیم از چه میترسیم؟ ‬

هیچ نظری موجود نیست: