علیا ماجده المهدی عکسهای برهنهاش را بر روی وبسایت شخصیش گذاشته. از یک طرف فریاد وا اسلاما بلند شده که یک زن مسلمان- نماد غیرت و هویت اسلام و مسلمانی- نه بدن خود را که شرف آبروی اسلام و مردانش را به حراج گذاشته و مستحق اشد مجازات است.
از سوی دیگر انقلابیون مصری فریاد سر داده اند که انقلاب از مسیرش منحرف شده. برای برهنگی انقلاب نکردیم که کارهای فراوان دیگری اهم تر از آزادی بدن زن در انتظارمان است و باید به آن بپردازیم. ( بسیار نزدیک به انقلابیون اوایل انقلاب ایران که وقتی زنان به اعتراض به حجاب اجباری به خیابان رفتدن نگرانیشان سو استفاده امپریالیست جهانی بود که نکند خدایی نکرده از این «شکافی» که در صف انقلابیون ایجاد شده بهره برداری کند و از همرزمانشان میخواستند که حالا یک روسری چیزی نیست به سر بکشید نکند ایادی غرب و رسانههایشان در بوق و کرنا کنند. جالب اینجاست که برخی از دوستان مصری در کامنتهایشان دوباره به همین سمت و سو رفتند. در این میان آنچه مهم است ظاهرا آن حرکت و بررسی آن در بسترش نیست. برخی از این انقلابیون فقط مترصد هستند که ببیند غرب و رسانههایش چه واکنشی در برابر اتفاقی نشان میدهند و بعد از آن تصمیم میگیرند چه موضعی در آن خصوص اتخاذ کنند. همان امپریالیسم و غربی که مرتب مورد حمله است میشود مبنای مبارزه و واکنش به آن مسیر مبارزه را تعیین میکند.)
گروهی دیگر هم به نظرشان حرکت عالیا به جنبش زنان ضربه خواهد زد از آنجا که زنان به دنبال «بیبندوباری» نیستند و ظاهرا سنگینی و وقار همچنان به عنوان « یک خوی و خصلت برازنده زنانگی» باید حفظ شود.
عالیا در جامعهای بدنش را عریان میکند که این کار به مثابه خودکشی سیاسی و اجتماعی است. برخی گفتهاند برای جلب توجه خود را عریان کرده، بدون در نظر گرفتن اینکه او کجا و در چه شرایطی دست به چنین عملی زده است. نمیشود شرایط آمریکا و اروپا را تعمیم داد به همه جا دنیا. اگر دختری در اروپا از این راه میتواند محبوبیت پیدا کند به این معنا نیست که دختر مصری همان سرنوشت را خواهد داشت.
به نظرم فارغ از این همه مخالفت آنچه مهم است آن است که عالیا با این عملش پیامی را فرستاد که هیچ کس نتوانست. وقتی که زنان مصری توسط نظامیان تست باکرگی میشدند صدایشان اینقدر نتوانست بلند شود که صدای عالیا در اعتراض به تبعیضها، خشونتها و سانسورهایی که به بدن و زبان زن میرود.